بابا صفرى

67

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

اين كار چون نسنجيده و حساب نشده بود نه تنها در نشر زبان فارسى اثرى نكرد بلكه كار مردم را هم از جهت روابط ادارى آنها با مؤسسات دولتى ، مشكل گردانيد و چون مأموران فارسى زبان مجبور بمراوده با سكنهء محلى بودند ، بجاى آنكه ديگران را وادار بتكلم به زبان خود كنند ، بناچار خود زبان تركى ياد گرفتند . وقوع جنگ جهانى دوم و اشغال ايران از طرف سپاه روس و انگليس موجب بهم خوردن اين برنامه گرديد و هركسى بجاى خود بازگشت . در عهديكه ما بجمع‌آورى اين كتاب مشغوليم اردبيليان عموما بتركى سخن ميگويند ولى خواندن و نوشتن آن را نميدانند زيرا زبان آنها رسم الخط و الفباى خاصى ندارد و حتى كلمات و افعال آن با زبان تركىايكه در قفقاز و تركيه رائج است يكسان نميباشد . مكاتبات مردم كلا به زبان فارسى صورت ميگيرد و مؤلفات دانشمندان نيز بدان زبان تأليف مىشود . شعرا ، جز آنهائيكه در رثاء و تعزيت پيشوايان مذهبى شعر ميگويند ، اشعار خود را به زبان فارسى ميسرايند . برنامهء تحصيلات در مدارس نيز ، مثل همه جاى ايران فارسى است و در نتيجه اكثريت قريب باتفاق كسانى كه سن آنها امروزه بين 10 تا 20 سال است بدان زبان آشنائى دارند و توسعهء ارتباطات و مسافرتها بين اين شهر و مناطق فارسى زبان ، ديگران را نيز با زبان فارسى مأنوس ساخته است تا آنجا كه مسافران غير آذربايجانى از لحاظ تفهيم مطالب خود به زبان فارسى احساس ناراحتى نميكنند و چون صنعت « توريسم » توسعه يافته است بعضى از كسبه كلمات و جملاتى نيز به زبان انگليسى ميدانند .